اردو اور فارسی شاعری سے انتخابات -------- Selections from Urdu and Farsi poetry



من هيچ نمي ترسم از حادثهء شب ها
شبها که سحر گردد از گردش کوکب ها

نشناخت مقام خويش افتاد بدام خويش
عشقے که نمودے خواست از شورش يارب ها

آهے که ز دل خيزد از بهر جگر سوزي است
در سينه شکن او را آلوده مکن لب ها

در ميکده باقي نيست از ساقي فطرت خواه
آں مے که نمي گنجد در شيشهء مشرب ها

آسوده نمي گردد آں دل که گسست از دوست
با قرأت مسجد ها با دانش مکتب ها